تبليغاتX
مدلی برای انسان

مدلی برای انسان

هر سخن کز دل برآید لاجرم بر دل نشیند

منوی اصلی

آرشیو موضوعی

آرشیو مطالب

لینکستان

ساعت

امکانات


             



سال نو مبارک

حسن ختام نوشته های امسالمو یک حدیث از پیامبر قرار دادم.

پیامبر گرامی اسلام(صلی الله علیه و آله) می فرمایند:

خدای عزوجل هفت گروه را درسایه ی لطف خود جای دهد

روزی که سایه ای جز سایه ی لطف او نیست:

 

۱) پیشوای دادگر

2) جوانی که در عبادت و پرستش خدای عزوجل تربیت شده است

3) شخصی که چون از مسجد بیرون رود دلش در بند آن است تا بازگردد

4) دو نفر خداپرست که به منظور خداپرستی گرد هم آیند تا این

که از هم جدا شوند

5) شخصی که در جای خلوت به یاد خدا عزوجل بیفتد و از ترس

 او اشک از دیدگانش جاری شود

6) شخصی که زن زیبا رویی او را به عمل خلاف عفت

دعوت کند و آن شخص در پاسخ بگوید من از خدا می ترسم

7)شخصی که صدقه ای چنان پنهانی بدهد که دست چپش

از آن چه به دست راست صدقه می دهد آگاه نشود.

نویسنده: همسفر ׀ تاریخ: سه شنبه بیست و هفتم اسفند 1387 ׀ موضوع: ׀ لینک به این مطلب ׀

ادامه پست قبلی


نزدیک دریا که رسید یک کشتی را در دید و بر آن سوار شد.میان دریا که

رسیدندخداوند نهنگی را مامور کرد که مانع از عبور کشتی شود.


یونس(ع) از ترس به عقب کشتی رفت.گفتند: در میان ما شخص نافرمانی

وجود دارد.قرعه به نام هر کس افتد او را طعمه این ماهی می کنیم.


قرعه به نام یونس درآمد او را در میان آب انداختند نهنگ یونس(ع)

را بلعید و ماموریت او همین قدر بود که او را در شکم خود نگاه دارد.

در حدود سه روز در شکم ماهی بود و خدا عالم است که در این مدت

بر یونس(ع) چه گذشت.

امام باقر(علیه السلام) می فرمایند: سه شبانه روز در شکم ماهی

 بود در  دل دریاهای تاریک خدا را خواند.

ماهی یونس پیامبر را به کنار دریا میان ساحل انداخت

همچون جوجه ی بی بال و پری بود که قدرت و رمقی در بدن نداشت

موهایش ریخته و پوستش نازک شده بود.

خداوند درخت کدویی برای او همان جا رویانید تا در سایه  آن از

حرارت آفتاب در امان بماند در آن مدت دائما به تسبیح و ذکر خدا مشغول

بود تا آن ناراحتی و نازکی پوست برطرف شد. خداوند کرمی را مامور کرد

 ریشه درخت کدو را خورد و آن درخت خشک شد.

یونس پیامبر از این حادثه غمگین شد. خطاب رسید چرا محزونی؟

عرض کرد در سایه این درخت آسوده بودم کرمی را مامور کردی

تا آن را خشک کند. خداوند به او فرمود:یونس! اندوهگین می شوی

برای خشک شدن درختی که نه خود آن را کاشته ای نه خود آن را آب

داده ای و نه چندان اهمیتی به آن می دادی زمانی که از سایه اش

 بی نیاز می شدی. اما چگونه محزون نمی شوی آن لحظه که نفرین

کرده و می خواستی هزاران نفر از مردم را دستخوش عذاب الهی قرار

دهی.به سوی آنها برگرد که آنها توبه کردند.

یونس(ع) به سوی قوم خود بازگشت و همه به او ایمان آوردند.

نویسنده: همسفر ׀ تاریخ: دوشنبه دوازدهم اسفند 1387 ׀ موضوع: ׀ لینک به این مطلب ׀

خدا پناه بی پناهان
یونس پیغمبر (ص) پس از آن که سی سال قوم خود را به


توحید دعوت کرد هیچ کس به او ایمان نیاورد مگر دو نفر.


یکی عالمی بود به نام روبیل و دیگرعابدی به نام تنوخا.


امام صادق (علیه السلام) فرمودند: خداوند عذاب وعده داده شده


به هیچ قومی را برطرف نکرد مگر قوم یونس(ص).


بعد از آنکه در صدد آزار  وقتل او برآمدندبه درگاه خدا شکایت کرد


و نزول عذاب الهی را برای آنهادرخواست کرد روبیل مانع


چنین درخواستی شد اما تنوخا با یونس (ع) هم عقیده بود


نزدیک تاریخ عذاب یونس (ع) و عابد از شهر بیرون رفتند


ولی روبیل در شهر ماند. ساعت عذاب فرا رسید


و قوم یونس آشفته شدند روبیل به آنها گفت حال


که یونس (ع)نیست به خدا پناه ببریدپرسیدند چگونه پناه ببریم


روبیل اندکی تامل کرد و گفت فرزندان شیرخواره را از


مادرانشان جدا کنید حتی بین شتران و بچه هایشان گوسفندان


و بره ها گاوها و گوساله هاجدایی بیندازید و در بیابان


جمع شوید آن گاه اشک ریزان از خدای یونس طلب مغفرت کنید


منظره ای بس تاثر انگیز به وجود آمد اطفال شیرخوار گریه


می کردند پیران کهن سال صورت بر خاک گذاشته


اشک می ریختند آوای حیوانات و اشک و آه قوم یونس


با هم آمیخته شده بود عذاب برطرف گردید و به طرف


کوهها روانه شد. پس از پایان تاریخ عذاب یونس به


طرف قوم خود بازگشت با کمال تعجب دید که مردم به صورت


عادی زندگی می کنند.عده ای مشغول کشاورزی بودند


از یکی از آنها پرسیدقوم یونس چه شدند؟


 او که یونس را نمی شناخت پاسخ داد او بر قوم خود نفرین کرد


خداوند نیز تقاضای او را پذیرفت وعذاب نازل شد


ولی آنها گرد هم جمع شدند گریه و زاری کرده


و از خدای رئوف خواستند که آنها را ببخشد. خدای مهربان


هم بر آنها رحم کرد و عذاب را برطرف کرد


الان در جستجوی یونس هستند تا به او ایمان بیاورند


یونس(ع) خشمگین شد و به جانب دریا پیش رفت

ادامه در پست بعدی

نویسنده: همسفر ׀ تاریخ: چهارشنبه هفتم اسفند 1387 ׀ موضوع: ׀ لینک به این مطلب ׀

درباره وبلاگ

"بسم الله الرحمن الرحیم"

و اي رسول ياد آر وقتي را كه به فرشتگان دستور داديم كه

بر آدم همه سجده كنيد

و آنها تمام ،

سر به سجده فرود آوردند

جز شيطان كه از جنس جن بود

و بدين جهت از طاعت خداوند سرپيچيد

(آيا شما فرزندان آدم ) مرا فراموش كرده شيطان و فرزندانش را دوست خود گرفتيد؟

در صورتيكه آنها شما را سخت دشمنند

و ظالمان كه به جاي خدا شيطان را برگزيدند بسيار بد مبادله كردند.


جستجوی مطالب

طراح قالب

© All Rights Reserved to rozane-ensan.Blogfa.com / Theme by: iTheme

بهترین و زیباترین کدهای جاوا اسکریپت به همراه آزمایش آن کد


Javascripts