| زنگ تفریح
گوینده ای را برای مجلس ختم زنی دعوت کرده
بودند ولی صاحبان عزا به وی نگفته بودند متوفای
تازه گذشته زن است.سخنران از منبر بالا رفت و
شروع کرد به تعریف از تازه گذشته که:این مرحوم
بسیار آدم خوبی بود چنین بود و چنان بود ونمی دونید
چه شبها را که ما با این مرحوم تا صبح با هم
گذراندیم...
مابقی ماجرا در مجلس ختم و خودتون حدس بزنید 
جهنم
دختر به مادر گفت:من زن این مرد نمی شوم.
مادر گفت:مگر این مرد چه عیبی دارد؟
دختر گفت:او به جهنم اعتقاد ندارد!
مادر خندید و گفت:تو با او ازدواج کن من
کاری می کنم جهنم را از نزدیک ببیند.
|